![]() |
![]() |
|
| متال موسیقی دردها، رنجها، مرگ رنگهاو هیاهوها ... |
|
متال یه نوع موسیقیه یه نوع موسیقی بیدار موسیقیی که بیشتر از اینکه یک صدا باشه یک فریاده .فریادی که مطرح میکنه بی پروا بی حراس ، بی پرده، هیچی نمی خواد اما همه چیزو میگه.موسیقی متال مقدس ترین نوع اعتراض ، اعتراضی از جنس فریاد نه از جنس پرچم نه از جنس دفاع، از جنس درون. فریادهایی که با خشم آمیختست فریادهایی که صدات میزنن امکان نداره یک انسان چنین چیزیو بشنوه و به وجد نیادو به نظر من افرادی که تلخی همه چیرو حس کردن حرف متال رو بیشتر می فهمن شاید به خاطر همینه که بیشتر آدمایی که واقعا به این موسیقی احترام میزارن افکاری روشن دارن. در واقع درک موسیقی متال درک وجوده یه انسانه به اندازه ای که حتی شخصیت خیلی از انسانهارو شکل داده و عوض کرده (خودمم اعتراف می کنم که من یکی از اون آدمایی هستم که متال شخصیاتمو عوض کرده) شخصیت هایی با تفکر عمیق درست کرده با دید روشنفکرانه نسبت به جهان و چشمی که به غیر از رنگهای زیبا ،رنگ های زندگیو که اکثرا تیره هستن رو میبینه شخصیت هایی رو ساخته که میفهمن و درک میکننو فریاد میزنن. باید قبول کرد که متال یک باوره که توی وجود همه قرار داره اما باید بیدار شه باید فریاد بزنه. دردهایی هستن که فریادها خاموششون میکنه.و انسانهایی هستن که هیچ وقت بیدارنمیشن همیشه ساکت ان و زندگی میکنن اما صدا ندارن فریادی ندارن یا اگه دارن قبل از زدن خفه میشه مثل فریادهای خفه شده ی ما فریادهایی که با سرب خفه میشه فریادهایی که زده نمیشه و باید بدونیم صدایی که نرسه هیچ وقت به عمل تبدیل نمیشه وای که چقدر فریادا رو کشتیم ما باید می بودیم ما هم باید آزاد زندگی میکردیم آزادی ،آزادی و آزادی ...
آزادی چیه قسم میخورم نصف ملتم نمیتونن آزادی رو تعریف کنن همون طور که نمیتونن دینو تعریف کنن دینی که بخاطرش کشته میشن و بدنیا میان فقط کافی از یکیشون بپرسی دین چیه؟؟ اما من جوابشو می دونم دین اعتقاداتیه که از بچگی به خوردشون دادنو بدون هیچ چون و چرایی قبول کردن. موسیقی متال از تکنیکی ترین، فی ترین و فلسفی ترین موسیقیها ی جهان است. مفهوم شعرهای متال همان طور که قابل لمس هست اعتراض امیز هم هست ولی با تاسف تمام درجامعه ما از ان بهعنوان موسیقی مبتذل یاد میکونند و این موسیقی را بی ارزش مینامند(کسانی که این نقد را میکنند هیچی از موسیقی نمیدونن)شاید خیلیها نمیدا نند که چرا گروههای هوی از چهرههای نامرتب و ژولیده استفاده می کنن موسیقی ای که حرفش دقاع از حقوق بشر، اعتراض یا خیلی چیزهای دیگر است باید چهرههای اعتراض امیز داشته باشند
موسیقی متال نه تنها اشعار تو خا لی سکس وعشق نیست بلکه در مورد مساعل مختلف از جمله سیاسی، فرهنگی اجتماعی وحتی افسانهای هم سخن به میان اورده و عاری از جملات بی معنی که موضوع اصلی موسیقیهایی مثل.......شدهاست.موسیقی که در عین سنگینی حرف خود را بیان میکند. متال، واژهای که هر کدام از ما به نوعی با آن آشنا هستیم. تیپ ظاهری که اکثرا با نام متال یا هوی در بین قشری از مردم وجود دارد یا موسیقی سنگین و گوش خراش یا رفتار ضد هنجار و ارزش... همه و همه تصوراتی است که از متال برداشت میشود ولی اصل و ریشهٔ این کلمه چیست؟؟؟ امروز باخو گرفتن به زندگی ماشینی خود را فراموش کرده و به همان ابزارکاری خود تبدیل میشود. بی توجهی و بی احساسی وی را فرا گرفته و دیگر به ارزشها و قوانین پایبند نیست و به همه چیز بی اعتنا میشود. مکاتب و مذاهب عده کمی را دور خود جمع کرده اندو نافرمانی به حد اکثر رسیده و عدالت از بین رفته و تفکر مردم از آنها گرفته شده و زندگی ساختگی به آنها تزریق میشود درین میان عدهای میآیند و سخن از عدالت به میان میآورند و از حقوق پایمال شده انسانها سخن میگویند، محیط جدید امروزی را به آنها معرفی میکنند و از خطرها آگاه میسازند و روز به روز انسانهای زیادی را از مرگ معنوی و روحی نجات میدهند و جنبش عظیم متال را پایه گزاری میکنند متال یه موسیقی عادی نیست بلکه یک جنبش عظیم فکری و تحولی درونی برای انسانهاست. جنبشی که از حقوق افراد دفاع میکند و قصد دارد با نشان دادن پستیها و رذالتها انسان را در مسیر اصلی خود هدایت کند و با ابزار سخت خود، سخت ترین انسانها را فرو میریزد و انسان متکی به نفس و تفکر خویش را به وجود میآورد زندگی از آن ماست تا آن را به شیوهٔ خودمان زنگی کنیم "(متالیکا: و دیگر هیچ چیز اهمیت ندارد )" این عده از هر عنصری اسنفاده میکنند تا اعتراض خود را نشان دهند، از نوع لباسی که به تن میکنند از مدلهای ریش و موگرفته تا برخوردهای اجتماعی، ... همه و همه نشانهٔ اعتراض آنها به زندگی تزریق شده و واهی است ولی تفکرات غلط و اشتباه در مورد متال چگونه شکل میگیرند که عدهای آن را ناهنجار و موسیقی خشونت میخوانند متال پس از جنگ جهانی دوم پایه گزاری شد، واقعهای که بر روی همهٔ کشورهای جهان مخصوصا کشورهای اروپایی تأثیر بدی گذاشت و همه ملتها با مشکلات جدی روبرو شدند. جنگ فرزندان خود را بلعید و قهرمانان میدانهای نبرد با وجود رشادتهای فراوان کنار گذاشته شدند و فساد همه جا را پر کرد و این آغاز زندگی بی محتوا و خالی از ارزش برای انسان بود و به تدریج انسان را از هالهٔ انسانیت خارج کرد. حکومتهای سیاه به بهره کشی سیاسی و اقتصادی از مردم پرداختند و زدگی آنها از آنها گرفتند "اینک جهان رفته و من تک ماندهام، پروردگارا! یاری ام ده ! " به امید مرگ نفسم را در سینه حبس میکنم، پروردگرا خواهش میکنم یاری م ده تاریکی زندانی ام کرده، همه آنچه میبینم، ترس و وحشت مطلق نه یاری زیستن ندارم نه توان مردن، در دام افتاده در درون خود ( متالیکا: آهنگ ، One )" متال یک عامل اساسی در برابر خفقان و سکوتی بود که دولتها به وجود آوردند، با صدای بلند و کوبنده فریاد میزد و حقوق خود را طلب میکرد و مردم را آگاه میساخت " گرگهای قدرت به در خانه ات کمین کردهاند میشنوی؟ چون سایه به دنبال تو هستند به زودی فرو مینشانی اشتهایشان را آنها میبلعند زیر چکشهای عدالت خورد خواهی شد، به خاطر قدرت! متایلیکا: ...
درین زمان حربه حکومتهای سیاه به کار گرفته شد و سعی بر این داشت که چهره این موسیقی را نزد مردم خراب کنند و مردم را نسبت به آن بی اعتماد کنند، آلیس کوپر تحت فشار قرار گرفت و مورد تمسخر مورم شد، آزی آزبرن به جرم شیطان پرستی !!! به دادگاه کشیده شد، بزرگانی چون فردی مرکوری مورد انتقادهای شدید قرار گرفتند و... با این وجود این جنبش به کار خود ادامه داد و موفق شد بر این توطئهها پیروز شود و این سبب شد که مخالفان این موسیقی به فکر توطئهای دیگر برای بد نامی این موسیقی بی افتند و آن آسیب از درون بود، انحرافات و اختلا فات به وجود آمد، عقاید بی ارزش مطرح شد و کیفیت اشعار پایین آمد و مفاهیم پوچ و بعضا عاشقانه جای اشعار والا و گرانقدر راجر واترز، جیمز هتفیلد، رونی جیمز دیو، آزی آزبرن، اریک آدامز و... را گرفتند تا اینکه امروزه از هر صد گروه متال، تنها یک گروه اصیل وجود دارد و این عاملی شد تا با نام متال هر سوء استفادهای بکنند و از ارزش و اعتبار این موسیقی بکاهند، کرت کوبین های زیادی دست به خود کشی زدند و آلیس کوپرهای زیادی گوشه نشینی را اختیار کردند . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 15:55 توسط کوروش |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من متال گوش می کنم زیرا با روحیه ام سازگار است اگر مانند بقیه نیستم حداقل مانند آن کسی هم نیستم که در شهر کچلان, موهایش را از ته می تراشد.
هر کسی تا آنجایی که زندگی به او اجازه دهد آزاد است تا روش زندگی اش را خود انتخاب کند من روش زندگی ام را با متال پیدا کردم.آهنین فکر می کنم , آهنین زندگی می کنم و آهنین خواهم مرد. |
| پیوندهای روزانه |
|
بهادر متال آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 آبان 1387 مهر 1387 |
| پیوندها |
|
آوای سکوت (غزال) |
|
RSS
|